تبليغاتX
برای تو -

برای تو

دوباره مي خوام برم تو دنياي خودم،دنيايي که شايد بعضي لحظه هاش خيلي تلخ باشه،اونقدر تلخ که توش هزار بار بشکني ولي اين تلخيش از بعضي شيريني هاي اين دنيايي که مال من نيست و هيچ وقتم نبوده قشنگتره.دنيايي که ميشه توش خدا رو احساس کرد ،ميشه توش عاشق بود. يه عشق پاک داشت که شاید هيچ وقتم مال تو نيست و نبوده .....
اين چند وقت که نبودم بزرگ شدم ،ولي هنوز همون دختر احساسي سادم که سادگی و تو دنيا با هيچ چيز عوض نمي کنه حتي با قشنگيه دنياي دروغ آدما ، دوست دارم باشم بنويسم اينکه يه جايي داشته باشي براي خودت ، يه چيزي فقط و فقط مال خودت بهترين حس دنياست ،دوست دارم تو اين چند صفحه تجربش کنم . ياد گرفتم براي به دست اوردن چيزايي که دوست دارم تا جايي که مي تونم تلاش کنم ،ياد گرفتم خسته نشم .مهم نيست آخرش مال تو بشه يا نه ، مهم اينکه تا هميشه خوب باشه ....همين!
زندگي با همه ي تلخيا و شيرينياش هنوز در جريانه ،هنوز خيلي چيزا هست که نديدم خيلي جاها هست که نرفتم خيلي حسا هست که تجربه نکردم.ياد گرفتم بعضي وقتا بايد گذشت از همه ي چيزايي که قشنگه ولي ماله تو نيست .باور کردم که همه جا و هميشه خدا هست.......خدا!
و بايد باور کنم که پشت همه ي اتفاقايي که مي افته حکمتي هست که فقط خودش مي دونه ...پشت بغض هاي من ....!پشت خنده ها ي تو !
هميشه از تقسيم کردن دنياي کوچيک خودم ترسيدم از اينکه حتي اين دنياي کوچيکم ازم بگيرن از.....
اينکه تو نباشي از اينکه کسي تورو از من بگيره از اينکه حتي ديگه دلم اجازه نداشته باشه که برات تنگ بشه !مي دوني که؟!هنوزم تا هميشه دنياي من فقط ماله خودمه ،شايد يه روز برگردي پيشم ،شايد يه روز دستات براي من باشه ،شايد يه روز گرمي نفساتو دوباره حس کنم ،شايد تو يه روز قشنگ دوباره کنارم باشي من باشم و تو باشئ و خدا!.......و چه اميد محالي دارم!

ولی

اين بار که تاول پاهايم خشک شود
دوباره عاشقت مي شوم
دوباره راه مي افتم
دوباره گم مي شوم

                              

                           


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 23:33  توسط شیدا  |